中文(简体) Português English (US) Français Deutsch Italiano 日本語 한국어 Русский Español
Site Translator Widget with Flags
۱۹:۲۷

در اهمیت نظر دادن

ارسال شده توسط mehran



می‌نویسد او مقاله، داستان، شــــــــــعر وخبر= ای دریغ از یک نظر
دم به دم خـــــــــــیره نـــگاهی می‌کند زیر اثر= ای دریغ از یک نظر
می‌پذیرد نقش زیبا چـــــــــــوب‌ها ازهــر تراش= با درایت با تـــــلاش
رأی تان‌ بســـــیار سازنده است‌، حتـــا یک نفر= ای دریغ از یک نظر
عشق‌ دارد‌ کارخــــود راعــــــرضه‌ دارد کاردان= هر کجا، در هرزمان
همـــــــــرهش باشید با تشـــویق در خلق هنر= ای دریغ از یک نظر
آنکه‌ می‌گـــوید که بی‌عیبم‌ بگویید او کجاست؟= خارج‌ازدنیای ماست
نیست‌ اوخـودخواه و خــــــودبین‌، ازتکبرالحذر= ای دریغ از یک نظر
طبع واحساس‌هنرمند‌بس لطیف است وظریف= مهربان‌است وشریف
با نظــــر این طبع را دورش کنــــید از هر خطر= ای دریغ از یک نظر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۳:۱۲
ارسال شده توسط mehran


اعتصـــــــــاب
ضربه آخـــــــر فرود آرد به دقّت اعتصاب
حلقه‌ها را تنگ می‌سازد به شدّت اعتصاب
ســـالی از جنبش برآمد در فراز و در فرود
تا دراندازد‌حکومت را به وحشت اعتصاب
باچنین حــربه به جنگ گودتاگر، گر روی
می‌توان‌گفتن‌که‌پیروزاست‌به‌جرئت‌اعتصاب
امتحان خــــویش پس داده در ایران، بار‌ها
هرقدم دعوت کند ما را به وحدت اعتصاب
اتّحاد وهم‌صــــــــــــدایی، سبز را نیرو دهد
راه بنماید به آســــــانی به وحدت اعتصاب
گام اول را چــــــــــوبرداریم محکم، باثبات
قدرتش راپیش می‌راند به سرعت اعتصاب
آنچه راخشم وخشونت‌عاجزاست‌ازکسب آن
درنهایت گیردش آن را به خدمت اعتصاب
خلق کْرد باسرفـــــرازی قدرتش رارونمود
هدیه کردش با شهامت او به ملت اعتصاب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۰:۰۷

چنینت دوست می‌دارم

ارسال شده توسط mehran


تقدیم به همسرم:
چنانت دوست می‌دارم که ماهی آب دریا را
ستاره آسمان‌هاوشقایق دشت و صـحرا را
کنار ساحــلی خامــوش و نــور نازک مهتاب
نشـــسته منتظر، دیدار غمــگین مرد تنها را
اسیررفته ازیادی، به‌خــواری مــانده درزندان
زجـــان خـــــــواهد براوآرند، آزادی فــــردا را
زجانش شسته دستی‌را که‌ درآن لحظه آخر
دمد جان‌ عیسی اش براو،دم گـرم‌مسیحا را
پریشان، ســوخته، شوریده مجنون‌بیابان‌گرد
که بیــــــند یک نظـــر دیدار شـورانگیز لیلا را
به‌ره افتاده‌ای تشنه‌،که گرما‌ گیردش جان‌را
بخواهد ســرکشد یک‌باره جام سرد سقا را
چو درگل مانده زال زر، بســــوزاند پرسیمرغ
ببیند ناگــهان برسر، فـــــــرشته بال عنقا را
به ســان بی‌نوا طــــــفل یتیمی رفته دربازار
گــرفته دست مردی، برلب آرد لفـــظ "بابا"را


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۲:۳۶

ساغر خرداد

ارسال شده توسط mehran



آزاده خلق قهرمان کـه به تو دل سپرده اند
جامی زساغرمی ناب تو خرداد! خورده اند
درجنگ وگریـزبا سلطهٔ پست و پلید خصم
مــردانه ایستاده چوکوه وبرآن پافشرده اند
کابوس گشته‌خواب‌خوش حاکمان‌بداندیش
چون باهم اند زدل ترس‌‌ها را ســــترده اند
باآنکه همــرهان جوان رابه راه داده زدست
درداغدارسینهٔ یاران نشسته گویا نمرده اند
دل‌های‌بی‌شمارمی‌تپدازعشق‌جنبش‌مردم
قلب قوی اسیران اگرچه به‌‌زندان‌فسرده اند
اوباش‌‌جیره‌خواربه‌ قدرت‌حاکم قوی‌ دل‌انداما
مردان مردمیهنم آن‌را به‌هیچش شمرده اند
سـالی زاوج گیری ســبز جوانه‌ها بگذشت
پیمـــــان محو مستبدان را زخـاطر نبرده اند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۳:۰۰

شب پرستان شقی! اندیشه‌ها را مرگ نیست !

ارسال شده توسط mehran


بس کن ای دار قسی، کشتـــــــارآزادی بس است
سوی چشم ازگریه کم شد،قتل خردادی بس است
خانهٔ آبادعــــــــــــــــــــــــــــلم زیرسم اسبان جهل
خــاک شـــد ای تازیان، تخـــــریب آبادی بس است
تیــغ از رو بســـــــــــــته‌اند این قوم بوم آوای شوم
فصل سرد سوگ و سرما، خنده وشادی بس است
شب پرستـــــــان شقی! اندیشه‌ها را مرگ نیست
کهنه افکار ســـــــــــــراسر کذب الهادی بس است
دام صـــید تیز بالان وطن بــــــــــــــــــــــرچیده شد
با فــــریب و دین ومذهب، صید وصیادی بس است
پنج سرو ســـــــــــــــــرفراز کْــــــرد، برخاک اوفتاد
سرخی خـــــــون شفق بر اوج این وادی بس است
با شمـایان، نارفیقان، دشمـــــــــــــــــــنان کینه جو
پند واندرز ونصـیحت های ارشــــــــــادی بس است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۱:۰۵

یعنی چی؟

ارسال شده توسط mehran

بزرگ ترین تصمیم گیرنده مملکت ودرواقع قدرت اول، خودراآیت ونشانه خدا می‌داند ونماینده بلافصل او درروی زمین! سران حکومتش گر چه بعضی‌هاٰ فقط بعضی‌ها از این لقب محرومند، ولی گاها ازنظر فکری وعقیدتی اگر بالاتر نباشند پایین ترنیستند وحداقل تظاهر به آن می‌کنندوالبته تا ‌آنجا که توانسته اند برای انتخاب عوامل حکومتی از تنگ ترین دایره‌ها وفیلتر‌ها آن‌هارا گذرانده‌اند تا به قول خودشان مومن ترین و باخداترین‌ها را انتخاب کنند؛ اما همین به اصطلاح آیات خدا ونمایندگان ا و بیشترین قتل وکشتار، شکنجه‌ها، زندانی‌کردن‌ها وحتی تجاوز به زن ومرد را دربین تمام کشور‌های باخدا وبی خدا انجام می‌دهند ومی‌خواهند به همه بقبولانند همه این کار‌ها برای رضای خداست والبته خدا هم با ‌آن‌ها موافق است!! یعنی چی؟؟
اگر قبول کنیم اینان برای حفظ قدرت این اعمال را انجام می‌دهند، چطور می‌توانیم قبول کنیم عده‌ای از هم وطنان هم بدون اینکه از این رِِژیم بهره‌ای ببرند وفقط به خاطر باور‌های ساده لوحانه دینی‌شان این‌ها راتأیید می‌کنند؟
چطوراین حکومت با چنین ماهیتی بویی از خدای مهربان برده واین نابکاران نماینده اودرروی زمینند؟ این مردم چرا یک‌لحظه نمی‌اندیشندومگرنمی‌بینند شکنجه‌هارا، کشتار، بی‌عدالتی، تجاوز، دروغ، ریا وده‌ها صفت پلیدی که همین خودشان ازانجام آن شرم دارند؟ تاکی وتاکجا باید جوانان برومند وطن یکی یکی به چوبه‌های دار سپرده شوند تاآن‌ها ازاین باورشان دست بکشند؟ جوانی مثل فرزاد باچنین شغلی که خودشان شغل انبیا می‌دانند وبا چنین فکرو قلمی چرا باید اعدام شود؟ لعنت به جهالت، لعنت به تعصّب.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۵:۱۲

تولد دختر عزیزم سارا

ارسال شده توسط mehran


تولد سارا

نوبهـاران است وفصل رویشی از غنجه هاست
نغمه‌خوان قمری وبلبل، دشت‌‌وصحراباصفاست
هرطرف بادبهاری می وزد، خــــــوشبو هواست
روز میلادعــــــــــــــزیزدخترم "سارا"ی ماست
اردیبهشت
به گاه بهــــــاران چه زیباست اردیبهشت
بـــــــرازنده باغ وفـــــریباست اردیبهشت
شکوفندگی وطراوت، فرحبخشی اش را
نجیبانه مرهــــون "سارا"ست اردیبهشت
فرش گل
شور در صحــــــرافتاد و بلبلان خوش نوا
نغمه خوان گفتند با گل داستـان وماجرا
فرش سبزباغ شد پهن ازچمن ازلاله ها
تا نهد "ســـارا" برآن پا، دخـــتر زیبای ما

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۹:۲۲

من از فردا...

ارسال شده توسط mehran


من از فردا"منم"را، نازنین "من"را
که با وسواس ازپستی و
ناپاکیش پالودم
رها خواهم نمود، فردا.
من ازفردا"من" من نیستم
من ازتو"من" راوام می‌گیرم، پرازکینه
پر از خشمم، پلیدم، وحشی ام ازعقل ومنطق
فکرواندیشه،
تهی ام بس تهی، فردا.
برای نان آلوده به خونی بنده ‌زورم، زرم
خویشم.
وطن را، هم‌وطن راخوارمی‌دارم
نه انسانم که حیوانی پرازنیشم
سراپا نفرتم فردا.
...................
نه این "من"لایق من نیست
من سبزم، سپیدم ،صلح می‌سازم
وطن را دوست دارم
هم‌وطن راعشق می‌ورزم.
نه فردا ونه پس فردا
"من" تونیستم هرگز!


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۰:۲۲

هزاران اخگر سوزان

ارسال شده توسط mehran


اگـــــــرسختی اوضاع را تحمل می‌كند ایران
شودجان ازشراب تلخ مست وملتهب،جوشان
خیالت می‌رســـــــــــد آرام شد دریای توفانزا
نهفته زیر خاكســـــتر هـــــزاران اخگر سوزان
درو خـواهی نمودت آنچـه را كه كاشتی، آخر
چه‌كردی‌جزفشارو ضرب ‌و جرح‌ وكشته‌وزندان؟
چه قامت‌های سروی كه‌زبن‌برخاك سردافتاد
به یادت مانده سهراب و ندا و نادر و اشـكان؟
تو ازپایان كار مستبدان بی خــــــــبر ماندی
كه مُلك باكفر‌می‌ماند ولی باظلم، بس ویران
چه باتشویش پندت می‌دهند ازدور و از نزدیك
ولی افسوس بیهوده،چه‌جای مشت باسندان؟
شود پیروز برشمشیر خــــون، باقدرت ایمان
مسلح گرچه باشند جیره خواران تا بن دندان

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۲:۵۰

معلم

ارسال شده توسط mehran


با ســـرخطی زعلـم وسرانگشت مهر او
راهی زخــــاك به افـــــــــــــلاك پیدا شد
پوشیده پردهٔ جــهل بشــــــــــــر فروفتاد
گل واژه‌های كشـــــف حقیقت هویدا شد
خلقت شنــــاخت راه تكامل،چوپیش رفت
پرچـــم به دست پاك معلم فتاد وابقا شد
ایثار و عـــــزّت و عشقی به جان او آویخت
صبر وسخاش گذشت از حد و شكیبا شد
شمعی شد وبســوخت سراپا به پای غیر
ازجــان گذشت ‌و دردل پروانگانش‌ احیاشد
ازذات ناب بشـــــر او خمــیره ای نوساخت
روحی زعالم علــیا دراو دمید،‌ مسیحا شد
با مرغـــكان ســوی قـــاف حقیقت او پرزد
پیمــوده راه سخت بلنـدای قلّه، عنقا شد
برلوحــهٔ ‌ضمــیرمن‌ ازیاوران‌ صــــادق و پاك
نام قشنگ معلم به صــدر رفت و اعلا شد

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۳:۱۹

كارگر

ارسال شده توسط mehran


روزتـــــوازره رســــــید، رنجـــــبر، كارگر
پیشــــــرو وپرامیــــد، پیشــــه ور، كارگر
چــــــــرخـهٔ دنیازتـوچـــــرخ زندتابه عرش
نقش تــــــــــوخلق هنر، باهـــــنر، كارگر
همـــــت وبازوی تو، رمــــزبقـــــای بشر
یـــــاس به تــــــوبی اثر، راهـــــبر، كارگر
ظلم وستـم برتو بیش‌قـــلب زرنج توریش
فخـــــر به تو دین وكیش، پایـــــور، كارگر
هركه دراوآگهیست‌دشمن‌مشی‌تونیست
قدرشناس توكیست، خــــون جگر،كارگر
مظهرجنگندگی، رستـــــــه زهــربندگی
هسته ســـازندگی، ســـــــــازور، كارگر
دست تـــــــو وپینه‌ها، پشت تووكینه‌ها
مــهرتـــــــــــو وسیـــــنه‌ها، برادر، كارگر
درره آزادگی محـــــــو خـــــطر می كنیم
باتوسفرمـــــــــــی‌كنیم، همسفر كارگر

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱:۵۳

فتنه رو خوابوندیم!!

ارسال شده توسط mehran

هركجا عبارت بالا رو ازیكی از مسؤلین شنیدین معنی واقعیش اینه:
فتنه = اعتراضات نسبت به تقلب در انتخابات/ اعتراضات عمومی بعد ازآن به علت بی كفایتی دولت احمدی نژاد.
خوابوندیم = كُشتیم،تجاوزكردیم، لت وپاركردیم، زندان كردیم وآواره كردیم.
احتمالا اگر پاش بیفته دوباره هم (فتنه هارومی‌خوابونند!)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۳:۱۴

كل كل‌هایی درشعر‌های شعرا

ارسال شده توسط mehran


سیمین بهبهانی

یا رب مرا یاری بده ، تا ســـــخت آزارش کنم
هجرش‌دهم،زجرش‌دهم،خوارشکنم،زارش‌کنم
از بوسه های آتشـــــــین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ،صد فتنه درکارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گـیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصـه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خــــــــــداوندش منم
چون بنده در ســـودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گـــویم بخواهم مهر خود
گوید که کمــــتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامــگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خـــویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
مـــــنزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم


جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

یارت شوم ،یارت شوم ،هر چند آزارم کنی
نازت کشم،نازت کشم،گردرجهان‌خوارم‌کنی
بر من‌پسندی‌گر منم،دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم،کز عشق بیمارم كنی
گر رانیم از کوی خود،ور باز خوانی‌سوی خود
با قهر و مهرت‌خوشدلم کز عشقبیمارم‌کنی
من طایر پر بسته ام،در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته‌ام،تا خود گرفتارم‌کنی
من عاشق دلداده ام ، بهــــــــــر بلا آماده ام
یار من دلداده شـــــــــــو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتـــحان ، ناچار گردی مهربان
رحـــم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشـــنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی


جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :

گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خوددشمن شوم،با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای ، ترســـم که بیدارت کنم


جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

دیگراگرعریان شوی ،چون شاخه ای لرزان شوی
در اشک ها غلتان شوی ، دیگر نمـی خواهم تو را
گر باز هـــــــــم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خـــــواهم تو را
گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سـازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خــــــــــواهم تو را
گر باز گــــــــــــردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیـــگر نمی خواهم تو را


جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
وز شعر اوغمگین مشو، کو در جهان بیدارنیست
گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیــــار نیست
صهبای من غمگین مشو،عشق ازسرخود وارهان
کاندرسرای بی کسان،سیمین تورا غمخوار نیست
سیمین تو را گویم ســـخن ، کاتش به دلها می زنی
دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعـــــار نیست
با عشوه گـــــــردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
بی پرده می گویم تو را،این خود مگر آزار نیست؟
دشمن به جان خود شدی ،کز عشق او لرزان شدی
زیرا که عشقی اینچنین ، ســـودای هر بازار نیست
صهبا بیا میخانه ام ، گـــــــــر راند از کوی وصال
چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمـــــــار نیست


عتاب شمس الدین عراقی به رند تبریزی:

ای رند تبریزی چرا این ها به آن ها می کنی
رندانه می‌گویم ترا،کآتش به جان ها می کنی
ره می زنی صهــبای ما ای وای تو ای وای ما
شرمت‌نشدبر همرهان،تیرازکمان ها می‌کنی؟
سیمین عاشق پیشه را گویی سخن ها ناروا
عاشق‌نبودی کین چنین،زخم زبان ها می کنی
طشتی فرو انداختی ،بر عاشقان خوش تاختی
بشکن قلم خاموش شو،تا این بیان ها می‌کنی
خواندی کجا این درس را ، واگو رها کن ترس را
آتش بزن بر دفترت ، تا این گـــمان ها می کنی
دلبر اگر بر ناز شد ،افســـــــــــانه ی پر راز شد
دلداده داند گویدش : باز امتــــــحان ها می کنی
معشوق اگر نرمی کند ، عاشق ازآن گرمی کند!
ای بی خبر این قصه را ، بر نوجوان ها می کنی؟
عاشق اگر بر قهر شد،شیرین به کامش‌زهر شد
گاهی اگر این می کند، بر آسـمان ها می کنی؟
او داند و دلدار او ، ســــــــــــر برده ای در کار او
زین‌سرکشی‌می‌ترسمت،شاید دکان ها می‌کنی
از (بی نشان) شد خواهشی، گر بر سر آرامشی
بازت مبادا پاسخی ، گر این ، زیان ها می کنی

ارسالی: افشین

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۲۱:۰۳

دغدغه‌های یك معلم

ارسال شده توسط mehran

باید تلاش را كمـــی بیشــــــتركنم
خــورد وخــوراك را كمی مختصـــــــر كنم
تعطیل آخـــرهفته‌ كـــه‌ وقت‌ هست
از خـــواب هم ساعتی صــــــرف نظر كنم
كوشش‌كنم خلاصه‌كنم‌بخش‌این‌كتاب
بادیـگران خبـــــــــــره، تبــــــادل نظر كنم
باید بخوانم آنچه ‌نوشتند‌كودكان ‌برمن
مشكل اگـــــركه هست مدیر را خــبر كنم
مریم‌به مدرسه امـروزهم نیامده،باید
ازغیبت گذشــــــــته‌اش آگــــــــه پدر كنم
بیچاره‌كودكان‌‌وهمسرم‌امرو‌زهم نشد
بنشسته با همــــه بحــث سفــــــــر كنم
درخانه اش نداست مریض و نباید من
دررفتن بعـــــــدكلاس، وقت راهــــــدركنم
فرداكه میزبانم ومیهمان‌به‌خانه می‌اید
باید كه فكـــــــــر دكتـــــــر و درد كمر كنم
چند دست لباس بگیرم برای شاگردان
سال نـواست، نخــواهم كه شق القمركنم
عیداست ومـــوقع تنظیــم ورُفت و روب
بی‌چــــــــــاره من كــه اثاثیه زیر و زبر كنم
من می‌توانم ازپسشان یك‌تنه برآیم لیك
درپیش اهل خـــــــانه نباید كه دیده تر كنم




ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۹:۰۵

ای آدمها!

ارسال شده توسط mehran



آی آدمها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید
آن زمان که مست هستید
از خیال دست یا بیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می بندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان، قربان


***

آی آدمها! که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره، جامه تان برتن
یک نفر در آب می خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می کوبد
باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان، بی تابیش افزون
می کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدمها!
او ز راه مرگ، این کهنه جهان را باز می پاید
میزند فریاد و امید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!


***

موج می کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می رود نعره زنان؛ وین بانگ باز از دور می آید:
"آی آدمها!"
و صدای باد هر دم دلگزاتر
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
"آی آدمها!"...
نیما یوشیج

ارسالی از:افشین

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed